نخستین وبسایت تربیت بدنی وعلوم ورزشی

آسیب های شایع دو و میدانی

مقدمه دویدن به عنوان یکی از رشته های پرطرفدار در سراسر جهان علاقمندان زیادی را به خود جذب کرده است، همچنین دویدن به عنوان قسمتی از تمرینات تمام رشته های ورزشی باعث شده است که تعداد شرکت کنندگان در این نوع فعالیت بیشترین میزان را در بین تمام رشته های ورزشی به خود اختصاص دهد. از اینرو ضرورت شناخت آسیب ها، میزان وقوع، مکانیزم و علل وقوع آنها بیش از هر رشته دیگری احساس می شود، با این وجود میزان تحقیقاتی که در این رابطه در کشور ما انجام شده است همخوانی چندانی با این میزان شرکت کننده ندارد.

در بازبینی که در این تحقیق صورت گرفته سعی شده است که مطالب به صورت نظامند در بخشهای مختلف ارائه شود تا یک دید کلی از مسائل مرتبط با آسیب های دویدن برای علاقمندان به این رشته ورزشی فراهم آید. مطالب ارائه شده می تواند در کاهش وقوع آسیب ها موثر باشد و به مربیان، ورزشکاران و پزشکیاران اطلاعاتی ارائه مفیدی نمایید.

 

 

میزان بروز آسیب

میزان بروز آسیب در تحقیقاتی که تا اکنون انجام شده است متفاوت و دارای دامنه زیادی می باشد، این امر ممکن است به علت تفاوت در متدولوژی تحقیق، تعریف از آسیب و جمعیت مورد مطالعه باشد.

در تحقیقات بویست و همکاران[۱] (۲۰۰۸) میزان بروز آسیب در دوندگان ۳۰ تا ۷۹ درصد گزارش شده است که این میزان مشابه با نتایج بدست آمده از بازبینی تحقیقات مرتبط با آسیب های دوندگان استقامت به وسیله جنت و همکاران[۲] (۲۰۰۷) می باشد که میزان بروز آسیب را در اندام تحتانی ۱۹٫۴ تا ۹۲٫۴ درصد گزارش کرده است. مشابه با این نتایج لان و همکاران[۳] (۲۰۰۳) نیز میزان بروز آسیب را در بین دوندگان تفریحی ۷۹ درصد بیان کردند. میزان بروز آسیب در تحقیق دسوزا[۴] (۱۹۹۴) نیز ۶۱٫۲ در صد گزارش شده است که بیشترین میزان آسیب دیدگی در دوندگان سرعت با ۶۷٫۵ درصد می باشد.

%injured in

each event

No.injured

No.from

population

Event

67.5

66.7

62.5

61.9

55.6

52.6

27

12

10

13

15

10

40

18

16

21

27

19

Sprints

Hurdles

Long distance

Throws

Middle distance

jumps

 

D. D’Souza. Br J Sp Med 1994; 28(3) 199

جدول ۱- میزان بروز آسیب در تحقیق دسوزا (۱۹۹۴)

در تضاد با این یافته ها در تحقیق تانتون و همکاران[۵] (۲۰۰۳) میزان بروز آسیب ۲۹٫۵ در صد بیان شد که میزان کمتری از بروز آسیب را نسبت به تحقیقات دیگر نشان می دهد. در تحقیق واتسون و همکاران[۶] (۱۹۸۷) نیز این میزان ۱۶درصد بیان شده است. مک کین و همکاران[۷] (۲۰۰۶) میزان بروز آسیب را ۴۶ درصد و رهنما و همکاران ( ۲۰۰۸) این میزان را ۵۰ درصد در دوندگان گزارش کرده اند.

 

میزان آسیب در نواحی و اعضای مختلف بدن

در اکثر تحقیقاتی که بروی آسیب در دوندگان انجام شده است بیشترین ناحیه ای که دچار بروز آسیب  می شود اندام تحتانی و بیشترین عضو صدمه دیده زانو می باشد.

جنت و همکاران (۲۰۰۷) در بازبینی ۱۷ مقاله درباره وقوع آسیب ها در دوندگان استقامت میزان وقوع آسیب ای زانو را بین ۷٫۲ تا ۵۰ درصد گزارش کردند که پس از آن بیشترین آسیب ها مربوط به ساق پا (۹ تا ۳۲٫۲ درصد)، پا ()۵٫۷ تا ۳۹٫۳ درصد)، انگشتان ( ۵٫۷ تا ۳۹٫۳ درصد) و ران ( ۳٫۴ تا ۳۸٫۱ درصد) و کمترین میزان آسیبها مربوط به مچ ( ۳٫۹ تا ۱۶٫۶ درصد) و لگن (۳٫۳ تا ۱۱٫۵ درصد) می باشد.

در تحقیق مک کین و همکاران (۲۰۰۶) بیشترین ناحیه آسیب دیده زانو (۱۹٫۶ درصد) سپس پا (۱۶٫۲ درصد) و همسترینگ گزارش شده است. در تحقیق میشل و همکاران (۲۰۰۶) نیز در همین سال بیشترین عضو آسیب دیده زانو گزارش شده است.

تانتون و همکاران (۲۰۰۲) نیز متداولترین ناحیه آسیب دیده را زانو (۴۲٫۱ درصد) گزارش کردند. پس از زانو، پا و مچ (۱۶٫۹ درصد)، ساق پا (۱۲٫۸ درصد) و لگن (۱۰٫۹ درصد) بیشترین آسیب ها را به خود اختصاص دادند. بر خلاف این تحقیقات، یافته های لان و همکاران (۲۰۰۴) بیشترین میزان آسیب را در پا (۱۵ درصد) بیان می کند. بعد از پا بیشترین میزان بروز آسیب در ران و ساق پا (۹ درصد) می باشد. در تحقیق دسوزا (۱۹۹۴) بیشترین میزان آسیب در اندام تحتانی در بین دوندگان سرعت پا (۲۲٫۲ درصد)، در دوندگان نیمه استقامت (۴۶٫۷ درصد)، در دوندگان استقامت ساق پا (۳۰ درصد) و در دوندگان مانع ساق پا (۲۵ درصد) گزارش شده است و کمترین میزان بروز آسیب در اندام تحتانی دوندگان در ران گزارش شده است. زانو دارای بیشترین میزان آسیب دیدگی در تحقیقات رهنما و همکاران (۱۳۸۷)، رایان و همکاران[۸] (۲۰۰۶)، تانتون و همکاران (۲۰۰۳) و مکینتیر و همکاران[۹] (۱۹۹۱) می باشد.

 

نوع آسیب:

در تحقیق تانتون و همکاران (۲۰۰۲) بیشترین آسیب مربوط به درد کشککی رانی بود که ۳۳۱ ورزشکار به آن مبتلا شده بودند پس از آن سندرم نوار خاصره ای درشت نئی ( زانوی دوندگان) بیشترین درصد وقوع را به خود اختصاص داده است.

مک کین و همکاران (۲۰۰۶) نیز متداولترین آسیب ها را برای دوندگان ماهر plantar facitis  (۹٫۸ درصد)، تندونیت چهار سر و همسترینگ (۸٫۱ درصد) و آسیب تاندون آشیل (۶٫۲ درصد) و در دوندگان مبتدی آسیب نوار خاصرهای درشت نئی (۷٫۷ درصد)، plantar facitis (7.6 درصد) و شین اسپیلینت گزارش کردند.

 

 

عوامل موثر بر بروز آسیب:

 

در کل عوامل موثر بر بروز آسیب به دو بخش عوامل خطرزای داخلی و خارجی تقسیم بندی شده که در مدل بهر و هولم[۱۰] (۲۰۰۳) به طور واضح بیان شده است.

 

عوامل خطرزای داخلی:

سن:

سن عاملی است که بر قدرت و خاصیت ارتجاعی بافت ها موثر است به طوری که قدرت عضلانی در محدوده سنی، سی تا چهل سال رو به کاهش است.خاصیت ارتجاعی وتر ها و رباط ها پس از سی سال بطور مستمر کاهش می یابد و استحکام استخوان ها نیز پس از پنجاه سالگی فروکش می کند ( قراخانلو ۱۳۷۱). در همین زمینه نتایجی که در مورد میزان آسیب پذیری افراد با بالا رفتن سن در فعالیت  دویدن روی می دهد، متناقض می باشد به طوری که بویست و همکاران (۲۰۰۸) گزارش کردن که افزایش سن به طور معنا داری با کاهش وقوع آسیب های در ارتباط می باشد و در یافته ای مشابه مارتی و همکاران[۱۱] (۲۰۰۶) افزایش سن در دوندگان را با کاهش آسیب مرتبط دانستند. بر خلاف یافته های این دو محقق یافته های نیکول و همکاران[۱۲] (۱۹۹۳) و ساترسوایت و همکاران[۱۳] (۱۹۹۹) حاکی از آن است که افزایش سن به عنوان یک عامل خطرزا برای وقوع آسیب ها مرتبط با دویدن در دوندگان ماراتن محسوب می شود و همچنین یافته های ون و همکاران[۱۴] (۱۹۹۸) که از سن به عنوان یک عامل خطرزای و معنادار در وقوع آسیب ها در دوندگان یاد شده است.

نتایج تحقیق دسوزا (۱۹۹۴) برروی ۱۹۷ دوومیدانی کار افزایش معناداری را در تعداد آسیبها در ورزشکاران مسن تر (۹۶٫۲ درصد) در مقایسه با ورزشکاران جوان (۵۱٫۳ درصد) نشان داد با این وجود در تحقیقات بیلر و همکاران (۱۹۸۷) و جاکوبس و همکاران[۱۵] (۱۹۸۶) سن به عنوان عاملی مهم و معنی دار در ارتباط با آسیب های ناشی از دویدن محسوب نشده است.

جنسیت:

ماسرا و همکاران بیان کردند که میزان آسیب برای مردان وزنان در هر دو دوندگان تفریحی و نخبه مشابه می باشد این یافته ها در تضاد با نتایج تحقیق اخیر ون و همکاران (۲۰۰۷) می باشد که در بازبینی بر روی عوامل خطرزای مرتبط با آسیب های دویدن در دوندگان استقامتی به این نتیجه رسید که یک ارتباط مثبت برای تمام آسیبها در دوندگان زن وجود دارد. راه و همکاران نیز در یک مطاله طولانی مدت بر روی ۳۲۳۳ دونده صحرانوردی دبیرستانی در یک بازه زمانی ۱۵ ساله گزارش کرد که میزان آسیب در دختران ( ۱۶٫۷ در هر ۱۰۰۰ ورزشکار) نسبت به پسران ( ۱۰٫۹ در هر ۱۰۰۰ ورزشکار) بیشتر است. ساترسوایت و همکاران (۱۹۹۹) شواهد محدودی ارائه دادند که دوندگان زن بیشتر مشتعد مبتلا شدن به آسیب های لگن می باشند و دوندگان مرد ریسک بیشتری برای پارگی همسترینگ و عضلات ساق پا دارند. نتایج دسوزا (۱۹۹۴) تفاوت معناداری را در میزان وقوع آسیب در مردان و زنان نشان نمی دهد.

ترکیب بدن:

 

جنت و همکاران (۲۰۰۷) اگر چه در بازبینی خود به این نتیجه رسیدن که شاخص توده بدن[۱۶] بیشتر از kg/m226 و وزن زیاد می تواند یک عامل محافظتی در وقوع آسیب ها به حساب آید ولی این امر می تواند به فعالیت کمتر این افراد مرتبط باشد.

ماسرا و همکاران[۱۷] (۱۹۹۲) دریافتند که شاخص توده بدن بیشتر با میزان وقوع آسیب ها مرتبط با دویدن در زنان مرتبط می باشد. مارتی و همکاران نیز دریافتند که شاخص توده بدن کمتر از ۱۰٫۵ و بیشتر از ۲۷  یک عامل خطر زا برای افزایش وقوع آسیب های مرتبط با دویدن می باشند.

 

راستای آناتومیکی:

 

یافته های لان و همکاران (۲۰۰۴)، ون و همکاران (۱۹۹۷) و منتگومری و همکاران[۱۸] (۱۹۸۹) نشان داد که بین راستای آناتومیکی و وقوع آسیب ها اندام تحتانی ارتباط معناداری وجود ندارد ولی در مقابل تانتون و همکاران (۲۰۰۲) دریافتند که ناهنجاریهای  اندام تحتانی تاثیر معناداری در وقوع آسیب ها مرتبط با دویدن دارند  (جدول ۳) و همچنین لیشولم و همکاران[۱۹] (۱۹۸۷) گزارش کردند که در ۴۰ درصد موارد، ناهنجاری ها در وقوع آسیب نقش دارند.

شواهد محدودی نیز در تحقیقات ون و همکاران (۱۹۹۸) وجود دارد که تفاوت در طول اندام تحتانی در ارتباط با میزان وقوع آسیبهای اندام تحتانی در دوندگان می باشد و اینکه واروس بیشتر در زانو یک عامل خطرزا برای وقوع شین اسپلینت است. شواهد کمی نیز ارائه شده است مبنی بر اینکه کاهش والگوس پاشنه و افزایش ارتفاع قوس پا یک فاکتور محافظتی برای آسیب زانو می باشد.

 

سابقه آسیب دیدگی:

 

سابقه آسیب های قبلی ارتباط معناداری با وقوع آسیب های اندام تحتانی دارند ( ماسرا  و همکاران،  ۱۹۸۹٫، والتر و همکاران، ۱۹۸۹٫، ماسرا و همکاران، ۱۹۹۱٫، ون و همکاران، ۱۹۹۸).

هاتمن و همکاران (۲۰۰۲) بیان کرد که آسیب های اندام تحتانی که به طور کامل درمان شده باشد نمی تواند یک عامل خطرزا برای آسیب های اندام تحتانی محسوب شود.  برخلاف آن بویست و همکاران (۲۰۰۸) آسیب قبلی را به عنوان یک عامل خطرزا برای وقوع آسیبهای مرتبط با دویدن بیان کردند.

تجربه:

 

جنت و همکاران (۲۰۰۷) در بازبینی بر روی مطالعات انجام شده در مقوله آسیب های دوندگان استقامت دریافت که شواهد متضادی در رابطه با میزان وقوع آسیب و تجربه دوندگان وجود دارد. با این حال در تحقیق بویست و همکاران (۲۰۰۷) فقدان تجربه دویدن به عنوان مهمترین عامل خطرزا در وقوع آسیب شناخته شد، همچنین تحقیقات بون و همکاران (۱۹۸۹) و هوبریگز و همکاران[۲۰] (۱۹۹۲) نشان داد که تجربه دویدن یک عامل خطرزا مهم در وقوع آسیب های مرتبط با دویدن می باشد و ماسرا و همکاران (۱۹۸۹) نیز میزان شیوع آسیب را در افرادی که کمتر از سه سال سابقه دویدن داشتند را ۲٫۲ برابر بیشتر از افراد با تجربه اعلام کردند.

 

عوامل خطرزای خارجی:

 

کفش:

تانتون و همکاران (۲۰۰۳) گزارش کردند که پوشیدن کفش با عمر کمتر از ۳ ماه با میزان کمتر آسیب در ارتباط می باشد و پوشیدن کفش باعمر ۴ تا ۶ ماه برای زنان به عنوان یک عامل خطرزا شناخته شد. در این باره همچنین ون و همکاران (۱۹۹۸) گزارش کردند که بین استفاده از کفش های با شماره بزرگتر و آسیب های دویدن ارتباط وجود دارد.

 

سطوح تمرین و مسابقه

 

ارتباط معنا داری در تحقیقات جاکوبسون و همکاران (۱۹۸۶) و ون وهمکاران (۱۹۹۸) بین مکان تمرین و مسابقه و آسیب های اندام تحتانی گزارش نشد. بین دویدن دوندگان مرد بر روی یک سطح خاص و آسیب های اندام تحتانی نیز ارتباط معنا داری یافت نشد (جنت و همکاران، ۲۰۰۷).  تانتون و همکاران  (۲۰۰۳) نیز گزارش کردند که ۶۱٫۹ درصد آسیبها در جاده اتفاق می افتد که می توان آن را به حجم بیشتر تمرینات در این مکان تمرینی نسبت داد.

 

عوامل تاثیر گذار در وقوع آسیب:

مسافت دویدن و جلسات تمرین در هفته

لان و همکاران (۲۰۰۴) و والتر و همکاران ۱۹۸۹ دریافتند که تمرینات بیش از ۶۴ کیلومتر در هفته به عنوان یک عامل خطرزا برای دوندگان مرد در آسیب های اندام تحتانی می باشد در حالی که در دوندگان زن این ارتباط تنها در مطالعه والتر و همکاران[۲۱] (۱۹۸۹) گزارش شده است. همچنین مردانی که بیشتر از دوبار در هفته می دوند به طور معناداری ریسک پذیری بیشتری را برای آسیب های مرتبط با دویدن دارند ولی این شواهد محدود می باشد (تانتون و همکاران، ۲۰۰۳ و واتر و همکاران، ۱۹۹۸).

شواهد کمی وجود دارد که شرکت در مسابقه با مسافت طولانی تر یک عامل خطرزا برای وقوع آسیب های مرتبط با دویدن محسوب شود (جنت و همکاران،  ۲۰۰۷). همچنین شواهد محدودی وجود دارد که افزایش روزهای تمرین در هفته یک عامل خطرزا برای وقوع آسیبهای جلوی ران و همسترینگ باشد و یا اینکه افزایش ساعات تمرین یک فاکتور حمایتی برای آسیبهای زانو و پا باشد ( ون وهمکاران، ۱۹۹۸).

در مجموع ارتباط بین مسافت تمرینات در هفته و وقوع آسیب دارای پیچیدگی های خاص می باشد و ممکن است یک تعادل حساس بین بیش تمرینی و عدم آمادگی در میان دوندگان استقامتی مطرح باشد.

 

 

منبع: مهدی رستمی

کارشناس ارشد آسیب شناسی ورزشی

Back to top
ردیاب آنلاین خودرو ردیاب خودرو