نخستین وبسایت تربیت بدنی وعلوم ورزشی

رویکرد سیستمی

رویکرد سیستمیسیستم مجموعه ای است از اجزای به هم پیوسته که به علت وابستگی حاکم بر اجزای خود کلیت جدیدی را احراز کرده و از نظم و سازمان خاصی پیروی می کند و در جهت تحقق هدف معینی که دلیل وجودی آن است فعالیت می کند. 
 
 

سازمان چیست؟ 

1- سازمان عبارت است از دسته بندی و گروه بندی افراد در قالب های نظام یافته به گونه ای که مساعی هماهنگ شده ی آن ها در یک محیط متغیر به صورت وسیله ای برای نیل به هدف های سازمانی در آید.( David.R.Hampton) 2- سازمان یک نهاد اجتماعی است که دارای هدف بوده و سیستمی است که به سبب داشتن یک ساختار آگاهانه فعالیت های خاصی را انجام می دهد و دارای مرزهای شناخته شده ای می باشد.(Richard.L.Daft) 3- سازمان عبارت است از فرآیندی نظام یافته از روابط متقابل افراد برای دست یافت به هدف های معین.(Hicks & Gullet) 

این تعریف از 5 عنصر مشخص تشکیل شده است:

1- سازمان همیشه از افراد تشکیل می شود. 2- این افراد به طریقی با یکدیگر ارتباط دارند. 3- این روابط متقابل را میتوان نظام بخشید 4- کلیه افراد در سازمان دارای هدف های مشخصی هستند و بعضی از این هدف ها در عملکرد آن ها اثر می گذارد. هر فرد انتظار دارد که از طریق همکاری در سازمان به هدف های شخصی خود نائل شود. 5- این روابط متقابل نیل به هدف های مشترک سازمانی را که ممکن است با هدف های شخصی افراد متفاوت باشد میسر کند. 

 

رویکرد سیستمی

مدیریت چیست؟

عبارت است از فرآیندی برای حل مسائل مربوط به تامین هدف های سازمانی به نحو مطلوب از طریق استفاده ی موثر و کارآمد از منابع کمیاب در یک محیط در حال تغییر.(Kreintner) - فرآیندی برای حل مساله - هدف های سازمان - کارآیی - منابع کمیاب - محیط در حال تغییر 

نگرش سیستمی(System Approach)

نگرش سیستمی دیدگاهی است که به ما اجازه می دهد تا نیروها و متغیرهایی که در محیط خارج و داخل سازمان تاثیر اساسی دارند بشناسیم و به عملکرد و جایگاه آن در سازما پی ببریم. این نگرش در اداره ی سازمان ها موجب یکپارچگی در ایجاد چارچوب کلی می شودو جنبه ها ی گوناگون شناخت سازمان ها را عملی می سازد و از نظر مدیریتی نگرش سیستمی موجب می شود تا مدیران به سازمان ها به صورت یک کل و بخشی از یک محیط بزرگ تر توجه کنند. 

 

تئوری عمومی سیستم ها و کاربرد آن در مدیریت 

 

نگرش سیستمی:

1- نگرش سیستمی یک راه تفکر است 2- نگرش سیستمی روش اصولی تجزیه و تحلیل است 3- نگرش سیستمی شیوه ی مدیریت است 

 

در نتیجه ی نفوذ مبانی علوم گوناگون در حیطه ی سازمان و مدیریت فصل تازه ای در تئوری سازمان و مدیریت به وجود آمد و این تئوری جدید به نام تئوری سیستم ها معروف شد. به نظر طرفداران این تئوری هر یک از عوامل مختلف تشکیل دهدنده ی یک سازمان ( نیروی انسانی، ساختار رسمی و .... ) جزئی کوچک از یک سیستم است و تغییرات در هر یک از این اجزا موجب ایجاد دگرگونی در سایر اجزای سازمان می شود. پیم تئوری عمومی سیستم ها برای مدیریت نظام های سازمانی به قدری عمیق و حیاتی است که عدم آشنایی با آن ها مدیریت این سیستم ها را با ناکامی مواجه می سازد. 

 

منابع در اختیار مدیران: 

الف)‌منابع فیزیکی ب) منابع مفهومی: اطلاعات، دانش و... 

 

تفاوت منابع:

 1- مالکیت 2- حالت فیزیکی و مفهومی 

 

نگرش جدید سازمان ها سازمان های که از دهه ی 1870 براساس فرماندهی و کنترل شکل گرفته اند مانند موجود زنده ای هستند که تنها پوسته ی بیرونی اعضای آن را به هم نگه داشته است. شرکت های بزرگ امروز بر محور اطلاعات شکل می گیرند.(دراکر) 

رویکرد سیستمی

امروزه توجه به سرمايه دانش و دانايي به عنوان تنها راه ايجاد ثروت در جامعه و سازمانها امير اجتناب ناپذير است. در واقع دانش منبعي ارزشمند و گرانبها براي پيشرفت و ادامه عمر سازمانها است و به همين علت در خيطه مديريت توسعه و خلق دانش يكي از مهمترين وظايف مديران تلقي مي شود. در اين راه مي توان از رويكرد سيستمي به عنوان رويكري مناسب در توسعه دانش سازمانها استفاده نمود رويكرد سيستمي چهارچوبي منطقي و علمي در نورد مسائل داشته كه با ساير نگرشها تمايز دارد. اين تفاوت از چند بعدي بودن ان يعني توجه به عوامل محيطي ، توجه به تعامل خرده سيستمها ، مورد توجه قرار دادن اهداف ، فرآيندها ، ابزارها امكانات و تاكيد بر مكانيسم باز خورد ناشي مي شود.در اين مقاله سعي بر اين داريم كه بعد از تبين جنبه هاي دانش سازماني و رويكرد سيستمي ، رويكرد سيستمي را به عنوان رويكرد مطلوب در توسعه دانش سازمانها معرفي نمائيم و به مزاياي استفاده آن در توسعه دانش سازماني نسبت به ديگر رويكردها اشاره كنيم.

رویکرد سیستمی

رویکرد سیستمی :

 بر وسیله رسیدن به هدف تأکید دارد . بعبارتی سازمان مواد و انرژی را از محیط دریافت ، به ستاده تبدیل و به محیط ارسال می نماید .

مفروضات رویکرد سیستمی :

1.      سازمان سیستمی است که از اجزای فرعی تشکیل شده و هرگونه اختلال در آن می تواند برکل سیستم اثر گذار باشد .

2.      سازمان یک سیستم باز است که با محیط در تعامل می باشد .

3.      سازمان باید همواره قدرت ذخیره مواد اولیه و منابع را برای تبدیل به ستاده داشته باشد .

مفروضات رویکرد سیستمی در عمل :

مانند رویکرد نیل به هدف بر انتخاب وسایل از پیش تعیین شده تأکید دارد اما اعتبار هدف و ابزار را مورد شک قرار می دهد .

 فواید رویکرد سیستمی :

1.      آگاهی مدیران را از وابستگی های متقابل افزایش می دهد .

2.      هنگامی که اهداف مبهم و نامشخص هستند ، تأکید بر وسیله می تواند تا حدی اهداف را واضح سازد .

3.      دیدی وسیع تر و بلند مدت تر به انسان می دهد .( مدیر را کمتر به پیگیری نتایجی که کوتاه مدت اند مشغول می سازد )

 

معایب رویکرد سیستمی :

1.      بیش از حد بر وسیله تأکید دارد .

2.      انتخاب معیار معتبر و دقیق برای انتخاب وسیله کار مشکلی است که نیازمند تخصص است .

رویکرد سیستمی

در ايدلوژي هاي مختلف درجه اهميت جز و كل تفاوتهاي زيادي دارد . برخي اصرار دارند كه بيشتر و بيشتر راجع به كمتر بدانند و درنتيجه همه چيز را در مورد هيچ چيز و برخي ديگر اصرار دارند هيچ چيز را در مورد همه چيز بدانند . 
كل در ادبيات عرفاني ايران مفهومي انتزاعي و فلسفي است اما در اينجا كل به معناي در نظر گرفتن همه چيز است اعم از اجزا ، محتوا، فرم و غيره .
 
 
. Holistic thinking ، كل نگري همه چيزها ، مي خواهد هيچ موضوعي از نظر دور نماند و تمام چيزهايي كه داراي اثر هستند در نظر گرفته شوند .

در تئوري سيستم هاي عموري فرض شده است كه تمام پديده هاي دنيا يك مخرج مشتركي دارند كه آنرا علم كلي مي دانند و در هر محدوده يك ديد جامع دارد و يك ديد تخصصي . ديد كل گرا به عنوان چتري روي زمين هاي تخصصي قرار گرفته است .


در سيستم هاي فكري مختلف درجه اهميتي كه براي سكانداري و پارو زدن در عرصه ي فعاليت هاي بشر قائل شده اند متفاوت است در رويكرد سيستمي با نور افكن پايين اتفاقات جاري مورد توجه قرر مي گيرند و اهميت پارو زدن مورد توجه است و با نور افكن بالا فرجام راهي كه در پيش است مورد توجه . 

رويكرد سيستمي در هر نظام اجتماعي و حتي هر فرد جامعه مورد استفاده است و هر كس در هر موقعيت اجتماعي حداقل در مورد شخص خودش مي تواند از آن استفاده كند .
انسان مكان را بهتر از زمان مي فهمد به همين دليل در بررسي جز و كل معمولا به اشتباه بيشتر به مكان توجه دارد تا زمان .


تاريخ موفقيت بيشتر راز شكست را آموزش مي دهد چرا كه در طول تاريخ تجربه نشان داده است كه موفقيتها پايدار نمي باشند و بخش عمده اي موفقيت هاي كسب شده در بازه هاي زماني متفاوت از دست مي روند بنابراين بايد اعتراف كرد كه در واقع موفقيت اصلي در حفظ موفقيت است نه كسب آن . چرا كه كسب موفقيت مي تواند حتي شانسي اتفاق بيافتد اما حفظ آن بدون داشتن نگاهي دقيق به وضعيت حالت در عين داشتن نگاهي هميشه به آينده ممكن نيست .

در دنياي امروز بشر نه تنها با كمبود با اطلاعات مواجه نيست كه حجم انبوه اطلاعات در دسترس او را با نوع جديدي از مشكل مواجه كرده است . آنچه مهم و كليدي است انتخاب بهينه اطلاعات مورد نياز از ميان اين حجم انبوه و استفاده از آن است . 

انسان استعداد اشتباه كردن را به دليل ذات وجود خود دارد اما آنچه مهم است پذيرش اشتباه و درس گرفتن از پيامي است كه اشتباه براي ما در بر داشته است . 

توسعه از طريق يادگيري مستقيم از اشتباهات خودمان بهترين و پايدارترين راه مي باشد . ياد آوري و مرور اشتباه براي هيچ كس خوش آيند نيست اما با تحمل اين سختي و غلبه بر موانع دروني است كه مي توان دلايل شكست و عدم موفقيت را آموخت . بدترين اشتباه اين است كه شما اشتباه نكنيد . 

پارانويا نوعي بيماري روحي است كه افراد مبتلا به آن دچار استبداد ، خودرايي و نيز شك هميشگي به اطرافيان خود مي شوند اينگونه افراد نه تنها توانايي موفقيت را در خود از بين مي برند بلكه امكان پرورش انسانهاي موفق در حيطه ي مديريت خود را نيز به شدت تحت تاثير منفي قرار مي دهند چرا كه خلاقيت ، كار آفريني احتياج به ريسك و جسارت اشتباه كردن دارد . 

امروزه باز آفريني موسسات در فاصله هاي زماني كوتاه بايد اتفاق بيافتد و اصلاح و تغيير در حين پيمايش مسير ضرورتي اجتناب ناپذير است . 

استراتژي وسيله ي تحقق ايدولوژي است . تغيير نوع نگاه بشر نسبت به دنيا و آنچه مي گذرد امروزه سرعت شكفت انگيزي يافته است در واقع مي توان گفت آي تي هم به عنوان يك وسيله مسبب تغيير بزرگي در دنياست . 

عصر حاضر عصر عدم قطعيت ، عصر سرگردوني ، تغيير حقايق ، منسوخ شدن روز به روز تفكرات است . به بيان ديگر گويي آنچه امروز كار آمد است هنوز مقبول نيست و آنچه مقبول است ديگر كار آمد نيست . 

اساس برتري امروز : نوع رويكرد است بنابر اين پيش از هر چيزبايد بدانيم آيا جهان بيني ما پاسخ گوي تغييرات محيط پيرامونمان هست يا خير . 

موفقيت داشتن منابع و حتي علم و تكنولوژي نيست ، موفقيت امري دروني ، غير مادي و فرهنگي است . بهترين راه براي فهميدن رمز موفقيت بررسي مواردي است كه به شكست منتهي مي شود ...

رویکرد سیستمی

 

 
مفاهيم و تعاريف  

 

    تعريف سيستم :

کره زمینی که ما در آن زندگی می کنیم ، قسمتی از منظومه شمسی است. آدمی برای زندگی خود ، "سیستمهای سیاسی و اجتماعی" خاصی بوجود آورده است. هر روز با "سیستمهای گوناگون حمل و نقل" روبرو هستیم. گاه از سیستمهای داخلی بدن خود ، مانند سیستم گوارش رنج می بریم. مهمترین دستگاه بدن ما ، یعنی دستگاه مغز و سیستم مرکزی اعصاب ، سیستم حیاتی و اسرار آمیزی است.

در نظر اول همه این سیستمهایی که برشمردیم ، بسیار متفاوت با یکدیگر جلوه می کنند. پس چرا ما همه آنها را با نام "سیستم" می خوانیم؟ سببش این است که همه آنها از یک لحاظ با یکدیگر شباهت دارند. البته همه آنها دستگاههایی هستند که از قسمت های گوناگون تشکیل شده اند اما همه این قسمتها به یکدیگر وابسته اند و با هم روابط متقابل دارند.

با این همه ، کلمه "سیستم" خالی از ابهام نیست. زیرا با آنکه ما معنی آنرا می دانیم (یا خیال می کنیم که می دانیم) ، بسیار دشوار است که بتاونیم تعریف روشن و دقیقی از آن به دست دهیم. به همین دلیل ، پیش از آنکه کلمه "سیستم" را تعریف کنیم ، بهتر است که اندکی بیشتر درباره موارد استعمال آن سخن بگوییم.

به هر جا که نظر افکنیم ، در دورادور خود سیستمهای گوناگونی را می بینیم: سیستمهای بسیار بزرگی چون "منظومه شمسی" – که تازه خود چون ذره کوچک و بی مقداری از "سیستم کهکشان" است ، و خود کهکشان نیز یکی از سیستمهای کهکشانهای بی شمار کیهانی است که دیدن آنها امکان پذیر می باشد- و سیستمهای بسیار کوچکی مانند "سیستمهای سلولی" در قلمرو بیولوژی و "سیستمهای اتمی" در قلمرو فیزیک. از اینها گذشته ، سیستمهای دیگری نیز وجود دارند مانند : "سیستمهای مکانیکی" مثل موتورها ومولدهای برق ، "سیستمهای بیولوژیکی" مانند انسان و حیوانات و نباتات ، و "سیستمهای اجتماعی" مانند کارخانه ها و احزاب سیاسی و خانواده. هنگامی که یک سیستم مکانیکی با یک سیستم بیولوژیکی با هم جمع آیند – مانند هنگامی که انسانی اتومبیل یا هواپیمایی را براند -  با نوع دیگری از سیستمها روبرو می شویم که نامشان "سیستمهای انسان به علاوه ماشین" است. همچنین مشاهده می کنیم که "سیستمهای طبیعی" ای نیز وجود دارند که بدون دخالت انسان کار می کنند ، مانند "جنگلها" و "رودخانه ها" که هر یک از آنها "سیستم طبیعی" مستقل و خاصی است.

 

 

رویکرد سیستمی

تعاريف زيادي براي سيستم ارائه شده است که يکي از دلايل اين تنوع ، ديدگاه و نوع سيستمهاي مورد مطالعه توسط ارائه کننده تعريف است . در اینجا ، چند مورد از آنها ارائه می گردد:

1.      سيستم ، مجموعه اي از اجزاء است که در يک رابطه منظم با يکديگر فعاليت مي کنند .

2.      سيستم ، مجموعه اي از اجزاء مرتبط است که در راستاي دستيابي به مأموريت خاصي ، نوع و نحوه ارتباط بين آنها بوجود آمده باشد .

3.      سيستم ، مجموعه اي است از متغيرها که بوسيله يک ناظر (Observer) انتخاب شده اند . اين متغيرها ممکن است اجزاء يک ماشين پيچيده ، يک ارگانيسم يا يک موسسه اجتماعي باشند .

طبق تعريف فوق که توسط اشبي در سال 1960 ارائه شده ، سه موضوع متفاوت وجود دارد :

·        يک واقعيت (شئ مشاهده شده )

·        يک برداشت (درک) از واقعيت

·        يک بيان (نمايش) از برداشت صورت گرفته

اشبي ، اولي را Machine  ، دومي را System و سومي را Model مي ناميد .

4.      سيستم ، بخشي از جهان واقعي است که ما انتخاب و آنرا در ذهن خود به منظور در نظر گرفتن و بحث و بررسي تغييرات مختلفي که تحت شرايط متفاوت ممکن است در آن رخ دهد ، از بقيه جهان جدا مي کنيم . ( اين تعريف از J.W. Gibbs  است)

5.      تعريف راسل ايکاف از سيستم :

سيستم مجموعه اي از دو يا چند عنصر(element) است که سه شرط زير را داشته باشد :

·        هر عنصر سيستم بر رفتار و يا ويژگيهاي کل(whole) سيستم ، موثر است .

به عنوان مثال رفتار اجزايي از بدن انسان مثل قلب و مغز و شش مي توانند عملکرد و ويژگيهاي بدن انسان را به عنوان يک کل تحت تاثير قرار دهند .

·        بين عناصر سيستم از نظر رفتاري و نوع تاثير بر کل سيستم ، وابستگي متقابل وجود دارد .

يعني نحوه رفتار هر عنصر و نيز نحوه تاثير هر عنصر بر کل سيستم ، بستگي به چگونگي رفتار حداقل يک عنصر ديگر از سيستم دارد . به عنوان مثال در بدن انسان ، نحوه رفتار چشم بستگي به نحوه رفتار مغز دارد .

·        هر زير مجموعه اي از عناصر تشکيل شود ، بر رفتار کل سيستم موثر است و اين تاثير بستگي به حداقل يک زير مجموعه ديگر از سيستم دارد . به عبارت ديگر اجزاي يک سيستم چنان به هم مرتبط اند که هيچ زير گروه مستقلي از آنها نمي توان تشکيل داد .

تعريف فوق ، يکي از تعاريف عميق و دقيق سيستم است که درک آن نياز به تعمق دارد . نتايجي که از تعريف فوق در مورد سيستم مي توان گرفت :

1.      هر سيستم ، يک کل است که نمي توان آنرا به اجزاء مستقل تقسيم نمود .

2.      هر جزء سيستم ، ويژگيهايي دارد که اگر از سيستم جدا شود ، آنها را از دست مي دهد . به عنوان مثال چشم به عنوان جزئي از سيستم بدن انسان ، اگر از بدن جدا باشد ، نخواهد ديد .

3.      هر سيستم ، ويژگيهايي دارد که در هيچ يک از اجزاء ، بطور مستقل وجود ندارد . به عنوان مثال ، انسان به عنوان يک سيستم مي تواند بخواند و بنويسد که هيچ يک از اجزاء بدن ، به تنهايي قادر به اين کار نيستند .

4.      وقتي سيستم به اجزاء مستقلي تقسيم شود ، برخي از ويژگيهاي ضروري خود را از دست مي دهد .

5.      اگر اجزاء يک موجوديت (entity) با يکديگر تعامل نداشته باشند ، تشکيل يک مجموعه مي دهند نه يک سيستم . به عبارت ديگر ، مشخصه مهم يک سيستم ، تعامل و ارتباط است و ويژگيهاي اصلي سيستم از تعامل اجزاء بدست مي آيد نه از رفتار مستقل اجزاء . به عنوان مثال اگر قطعات يک خودرو را به صورت منفک در يک مکان کنار يکديگر قرار دهيم ، تشکيل خودرو نخواهند داد .

 

رویکرد سیستمی

    

بازخورد( Feedback)

بازخور يا پس خوراند يکي از مکانيسمهايي است که در اغلب سيستمها به گونه اي موجود است . ترموستاتها ساده ترين دستگاههاي مکانيکي هستند که با مکانيسم بازخور عمل مي کنند . ترموستاتها با افزايش يا کاهش دما ، اقدام به قطع يا وصل دستگاه مي کنند . برخي موشکهاي رها شده از هواپيما از طريق بازدريافت برخورد امواج رادار  مسير خود را اصلاح مي کنند . در سيستمهاي طبيعي نيز نظام بازخور وجود دارد . موجودات زنده با دريافت نشانه هاي هشدار ، رفتار خود را تغيير مي دهند . رابطه يک ارگانيسم زنده و محيط آن ارتباطي دوجانبه و مبتني بر اصل بازخور است. يک ارگانيسم زنده بر روي محيط خودش تاثير مي گذارد . مکانيسم بازخور معمولا با مکانيسم کنترل همراه است . راننده اي که هدايت يک اتومبيل را برعهده دارد ، اطلاعاتي را از طريق حواس خويش از مسير دريافت و با آن اطلاعات اتومبيل را کنترل مي کند . بازخوردهايي که راننده پيوسته از محيط مي گيرد ، او را در تصميم هايش قبل از پيچاندن فرمان ، کم يا زياد کردن سرعت و ترمز بموقع و ... ياري مي دهد . 
رویکرد سیستمی

تعريفي ديگر از بازخور : بازخور ، فرايندي است که طي آن يک سيگنال ، از زنجيره اي از روابط علي عبور کرده تا اينکه مجددا بر خودش تاثير بگذارد . با توجه به نوع تاثير مجدد ، دو نوع بازخور وجود دارد :

بازخور مثبت : افزايش (کاهش) يک متغير ، نهايتا موجب افزايش (کاهش) بيشتر آن متغير مي شود .

بازخور منفي : افزايش (کاهش) در يک متغير ، نهايتا موجب کاهش (افزايش ) آن متغير مي گردد .

مثال : يک تغيير در دماي اتاق در اثر حمله هواي سرد را در نظر بگيريد . اين کاهش ممکن است منجر به فعاليت هاي مختلفي شود . مثلا افراد حاضر در اتاق لباس گرم بپوشند يا به اتاق گرم تر بروند يا ترموستات ، بخاري را روشن نمايد . فعاليت بخاري ممکن است موجب وقوع خيلي چيزها شود . مثلا سطح سوخت مخزن بخاري پايين بيايد و موجب خريد سوخت در آينده شود . يا موجب پوسيدگي و گسستگي کوره و تعمير آن در آينده گردد . اما هيچ يک از اينها تاثير بازخور روي دماي اتاق ندارند . فعاليت مهم کوره از ديد ما (به عنوان تحليل گر دماي اتاق) تشعشع گرما در اتاق است که موجب افزايش دماي اتاق مي گردد . يعني يک کاهش در دماي اتاق ، نهايتا موجب  افزايش در دماي اتاق شد .

    محيط سيستم ( System Environment )

محيط سيستم را عواملي تشکيل مي دهد که در خارج از سيستم قرار مي گيرند . شناسايي محيط و عوامل محيطي معمولا به سادگي انجام نمي گيرد . زيرا مرز سيستم با محيط ، مرزهاي ظاهري آن نيست . طبق تعريف چرچمن ، محيط ، عوامل و اشيايي را شامل مي شود که در رابطه خود با سيستم موثر و غير قابل تغييرند . او به مديران توصيه مي کند در رابطه با شناسايي عوامل محيطي دو سوال مطرح کنند : اول اينکه ، آيا عامل مورد نظر سيستم را متاثر مي سازد يا خير ؟ اگر پاسخ اين سوال مثبت باشد ، سوال دوم را بدين سان مطرح مي سازد : آيا سيستم قادر به تغيير آن عامل است ؟ بعبارت ديگر مي تواند آن محدوديت يا مانع را از پيش پاي فعاليت هاي خود بردارد ؟ در صورتي که پاسخ سوال دوم منفي باشد ، آن عامل ، يک عامل محيطي است .

تعريف محيط بستگي به ناظر و منظور دارد . به عنوان مثال ، يک خانه ، براي يک معمار با تمام اجزاء ، يک سيستم است . ولي براي مهندس مکانيک ، سيستم حرارتي ، يک سيستم و خانه محيط آن است . براي يک روانشناس ، سيستم حرارتي و برقي ، نامربوط هستند ( جزئي از سيستم و محيط آن ، نيستند . )

    سيستم بستهClosed System )

سيستمي است که محيط ندارد . به عبارت ديگر ، سيستمي است که هيچ تعاملي با هيچ عنصر خارجي ندارد .

   حالت سيستم (State of a System )

مجموعه ويژگيهاي يک سيستم را در هر لحظه از زمان ، حالت سيستم در آن لحظه گويند .

   سيستم ايستا

سيستمي است که يک حالت بيشتر ندارد . هيچ رويدادي در آن رخ نمي دهد .

  سيستم ديناميک

سيستمي است که حالت آن در طول زمان تغيير کند . در اين سيستم رويداد وجود دارد . ديناميک يا استاتيک بودن يک سيستم بستگي به ناظر و منظور دارد . به عنوان مثال يک سازه فلزي ممکن است از ديد ما استاتيک و از ديد يک مهندس سازه ، ديناميک باشد .

  سيستم هومواستاتيک (Homeostatic System )

يک سيستم استاتيک است که عناصر و محيط آن ديناميک باشند . اين نوع سيستمها در برابر تغييراتي که در محيط آنها بوجود آيد و نيز در برابر اختلال هايي که از درون بر آنها وارد آيد ، واکنش نشان داده و اين واکنش در برابر خنثي سازي تغيير است . به عنوان مثال يک ساختمان را در نظر بگيريد که دماي درون خود را در برابر تغيير دماي محيط ثابت نگه مي دارد . بدن انسان نيز که سعي مي کند دماي دروني خود را در ميزان مشخصي ثابت نگه دارد ، از اين ديدگاه يک سيستم هومواستاتيک است.

Back to top
ردیاب آنلاین خودرو ردیاب خودرو